جستجو در وبلاگ:

.:: رهگذر خسته ::.

اينجا برای از تـو نـوشـتـن هوا کــم است     عالـم بـرای از تـو نـوشـتـن مــرا کــم است
اکسير من نه آن که مرا حرف تازه نيست     من از تو می نويسم و اين کيميا کم است

6

۲ مرداد ۱۳۸۷ - ۲۲:۵۲

۲۷ تير ۱۳۸۷.
.

هوس کرده ام مدادی بردارم و بیافتم به جون دیوار و تا میتونم روش خط خطی کنم و هر چی که دلم میخواد روش بکشم ، دلم میخواد مدادها همه رنگی را داشته باشه ، ایینجوری به هر رنگی نوبت میرسه که سهمی داشته باشه ...

نظر شما دوست عزیز ... ؟(۱۰) ساعت ۱۵:۳۱ لينک
۲۲ تير ۱۳۸۷.
.

روز شیرین اول هفته و گرمای نازنین و استرس از نوع اعلا ...

نظر شما دوست عزیز ... ؟(۵) ساعت ۱۰:۲۳ لينک
۰۸ تير ۱۳۸۷.
.

شرکت در نمایشگاه چه بعنواه بازدید کننده و چه بعنوان شرکت کننده میتونه فواید بسیاری داشته باشه ، وقتی میبینی دوستان سر تا پا متخصص و اینکاره ! با چه شدت و پشتکاری از این غرفه با اون غرفه میروند و بدنبال بروشور و کاغد پاره و کیسه و اینجور چیزها هستند ، اون وقت میفهمی که داری چه وقت و چه انرژی را به هدر میدی تا شاید کسی سوالی مرتبط داشته باشه که دلت خوش باشه ، و در اخر به این نتیجه میرسی که حتی اگر سنگ هم روی کانتر بذاری طرف با علاقه هر چه بیشتر اونو بر میداره ، حالا یا برای یادگاری یا شاید هم فکر میکنه شفایی چیزی میده که نباید این فرصت را از دست بدهد .

خلاصه اینکه دیدن داره این جماعت ساعی و کوشا در چنین حالتی …

نظر شما دوست عزیز ... ؟!!(۱۱) ساعت ۱۹:۲۲ لينک
۰۲ تير ۱۳۸۷.
.

فوتبالهایی که این شبها بازی میشه و شاید هم خیلی ها اهلش نباشند دارای یکی از بزرگترین نکته هایی است که همیشه در گوش ادما خوانده میشه و اونهم اینه که همیشه و تحت هر شرایطی باید تا اخرین لحظه جنگید و ناامید نشد چرا که حتی در هر لحظه از همون وقت اضافه هم میشه سرنوشت سقوط یا صعودی را تعیین کرد ...  

نظر شما دوست عزیز ... ؟(۶) ساعت ۱۸:۳۷ لينک
۲۸ خرداد ۱۳۸۷.
.

روزی روزگاری ، در ایامی شاید نه چندان دور ، دوستی ، بنده خدایی ، شریکی و شاید دشمنی ناخواسته ، موضوعی را ، شاید به ارزش یک عمر زندگی ،  حواله داد به یکی از نامه های کتاب چهل نامه کوتاه به همسرم مرحوم نادر ابراهیمی .

وقتی خبر مرحوم شدن ایشان را شنیدم ، به یاد ان روزها افتادم و به یاد گفته ان شخص و به یاد ان متن ، که چگونه میتوان زندگی را با نوشته ای معامله کرد و به ان حواله داد .

زندگی گاهی اوقات چقدر مسخره و بی ارزش به حساب می آید  ...
نظر شما دوست عزیز ... ؟(۸) ساعت ۱۵:۵۵ لينک
۲۴ خرداد ۱۳۸۷.
.

 

بخشیدن و گذشت کار هر کسی نیست ، شجاعتی میخواد و روحی بزرگ که هر کسی نداره و بخاطر همین یک سرنوشت در جایی دیگر نوشته میشه و به ثبت میرسه ...

میبینی چقدر راحت سر از جای دیگه ای در میاریم ... ؟

نظر شما دوست عزیز ... ؟(۸) ساعت ۱۳:۰۰ لينک
۲۱ خرداد ۱۳۸۷.
.

 

گاهی اوقات میلغزد و گاهی اوقات خیر ، درست مثل زمانی که قدم برمیداری و میروی ، که باز گاهی میدانی کجا قدم میگذاری و زیر پایت چیزی را حس میکنی و گاهی هم فکر میکنی که حس میکنی اما در عمل چیزی نیست جز هیچی ...

روزگار هم شده است معجونی از همه همین چیزها و هیچ ها و سراب ها و حباب ها ، گاهی رنگی و گاهی سیاه و سفید ، و حتی گاهی بی رنگ بی رنگ ، بدون هیچ نامی و نشانه ای و علامتی ، گمنام گمنام ...

گاهی میتوان ساعتها حرف زد و داد سخن گفت ، گاهی هم باید ساعتها و حتی روزها سکوت کرد و به انتظار نشست تا زمانی فرا رسد برای چیزکی گفتن ...

 

بودم ، هستم ، خواهم بود شاید اگر قسمت باشد ، همینجا ، شاید کمی ان طرف تر ، شاید هم در گوشه ای .

 مهم بودن است ، بدان که هنوز هستم ...  

 

نظر شما دوست عزیز ... ؟(۱۱) ساعت ۱۴:۰۸ لينک
۳۱ فروردين ۱۳۸۷.
.

روزگار با کسی شوخی نداره ، بارها و بارها هم اینو تکرار کرده و میکنه ، اما اینکه ادما بخوان گوش کنند یا نه ، میشه یک بحث دیگه . وقتی میگه هر اومدنی رفتنی داره ، حتما داره ، پس شاید بهتر باشه قبل از اینکه کار خراب بشه یه فکری کرد .

به هر حال ، یکی از همکارن بنده خدا دلش را گرفت و رفت دکتر و عمل کرد و خبر رسید که فوت کرده ، مثل وبلاگ اینجانب که بود و یکهو رفت و میگن اومده دوباره !

در حقیقت در یک چشم برهم زدن میبینی که همه چیز بهم میریزه و از بین میره ، حالا چی ممکنه برگرده و چی نه دیگه معلوم نیست ، بستگی به شانس داره و قسمت ...

خلاصه اینطوری ، رفتیم و اومدیم و هستیم تا ببینیم چه میشود ...

نظر شما دوست عزیز ... ؟(۲۲) ساعت ۱۸:۰۴ لينک
۱۸ فروردين ۱۳۸۷.
.

سلام ،

سال موش خوش میگذره ؟

 

نظر شما دوست عزیز ... ؟(۴) ساعت ۱۸:۵۷ لينک
۲۸ اسفند ۱۳۸۶.
.

خیلی زود گذشت ، اونقدر زود که سلام نگفته دوباره رسیدیم به اخر یک فصل دیگر و باز همان حرفها و باز همان شروع و باز همان پایان ...

 

خیلی حرفها هنوز مانده ، در جای جای این طرف و ان طرف ، گاهی اوقات نمیدانم از کجا باید شروع کرد و چه باید کرد و چه باید گفت ، اما به هر حال ، باید گفت ...

 

خوب ، شاید بهتر باشه که بذارم برای بعد ، در فرصتی دیگر ، اگر زمانی باشد و عمری و نفسی ، اگر بود که میگویم و اگر هم نبود که باشد حلالیت شما ...

 

سال خوبی داشته باشید ، به زیبایی اسمان ابی و به درخشانی خورشید عالم تاب و به گرمای نفس همیشه سبزتان ...

التماس دعا و

سال نو مبارک ...

نظر شما دوست عزیز ... ؟!!(۱۰) ساعت ۱۸:۴۸ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>
● موضوعات
روزانه
علمي
كامپيوتري
فرهنگي
سياسي
ادبي

بايگانی
تير ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
شهريور ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
دی ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
آبان ۱۳۸۴
مهر ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
مرداد ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴
خرداد ۱۳۸۴
ارديبهشت ۱۳۸۴
فروردين ۱۳۸۴
اسفند ۱۳۸۳
بهمن ۱۳۸۳
دی ۱۳۸۳
آذر ۱۳۸۳
آبان ۱۳۸۳
مهر ۱۳۸۳
شهريور ۱۳۸۳
مرداد ۱۳۸۳
تير ۱۳۸۳
خرداد ۱۳۸۳
ارديبهشت ۱۳۸۳
فروردين ۱۳۸۳
اسفند ۱۳۸۲
بهمن ۱۳۸۲
دی ۱۳۸۲
آذر ۱۳۸۲
آبان ۱۳۸۲
مهر ۱۳۸۲
شهريور ۱۳۸۲
مرداد ۱۳۸۲
تير ۱۳۸۲
خرداد ۱۳۸۲
ارديبهشت ۱۳۸۲
فروردين ۱۳۸۲
اسفند ۱۳۸۱
بهمن ۱۳۸۱
دی ۱۳۸۱
آذر ۱۳۸۱
آبان ۱۳۸۱
مهر ۱۳۸۱
شهريور ۱۳۸۱

برو به تاريخ:



صفحات
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶ ۲۷ ۲۸ ۲۹ ۳۰ ۳۱ ۳۲ ۳۳ ۳۴ ۳۵ ۳۶ ۳۷ ۳۸ ۳۹ ۴۰ ۴۱ ۴۲ ۴۳ ۴۴ ۴۵ ۴۶ ۴۷ ۴۸ ۴۹ ۵۰ ۵۱ ۵۲ ۵۳ ۵۴ ۵۵ ۵۶ ۵۷ ۵۸ ۵۹ ۶۰ ۶۱ ۶۲ ۶۳ ۶۴ ۶۵ ۶۶ ۶۷ ۶۸ ۶۹ ۷۰ ۷۱ ۷۲ ۷۳ ۷۴ ۷۵ ۷۶ ۷۷ ۷۸ ۷۹ ۸۰ ۸۱ ۸۲ ۸۳ ۸۴ ۸۵ ۸۶ ۸۷ ۸۸ ۸۹ ۹۰ ۹۱ ۹۲ ۹۳ ۹۴ ۹۵ ۹۶ ۹۷ ۹۸ ۹۹ ۱۰۰ ۱۰۱ ۱۰۲ ۱۰۳ ۱۰۴ ۱۰۵ ۱۰۶ ۱۰۷ ۱۰۸ ۱۰۹ ۱۱۰ ۱۱۱ ۱۱۲ ۱۱۳ ۱۱۴ ۱۱۵ ۱۱۶ ۱۱۷ ۱۱۸ ۱۱۹ ۱۲۰ ۱۲۱ ۱۲۲ ۱۲۳ ۱۲۴ ۱۲۵ ۱۲۶ ۱۲۷ ۱۲۸ ۱۲۹ ۱۳۰ ۱۳۱

بعد از هر پست جديد :

لطفا  ايــن فـــرم   و  بــعــد  ايــن يكي فـــرم  را پر كنيد تا وبلاگتان در ليست وبلاگهاي به روز شده من ثبت شود. متشكرم

لوگوي وبلاگم


           

        

ارتباط
برای تماس با نويسنده:

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:
© Copyright 2002-2006 Payamra.com